تبليغاتX
<-sarevstan سروستان->
سروستان SARVESTAN
وبلاگی در مورد سروستان, فرهنگ مردم سروستان,تاریخ سروستان, بناهای تاریخی سروستان ....
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط محمد فتحی |
دوستان چند وقتی بود از خود سروستان مطلبی نگذاشته بودم و آشناها بر ما خرده می گرفتند ،بخاطر همین منم این عکسارو که جناب آقای محمد رضا کمالی سروستانی تهیه کردن رو می ذارن:

Sheikh Yusef's tomb

عکس بالا از مقبره شیخ یوسف .Sheikh Yusef's Tomb

Char Taghi or Sasan Palace

عکس بالا از کاخ ساسان سروستان Sasan Palace

Grukhteh Mountain

عکس بالا از کوهی در سروستان مشهور به قلعه گروخته Grukhteh Mountain

Sarv,This Cypress is more than 1200years.

عکس بالا از سرو 1200 ساله واقع در سروستان 120years cypress

Maharloo Lake

عکس بالا از دریاچه مهارلو واقع  در سروستان Maharloo Lake

Nature,Laghur

عکس بالا ار منطقه ای در سروستان مشهور به لاقور Laghur

Garden,Bid Olia

باغ Garden

Farm,Kamali Farm

عکس بالا از مناطقی در سروستان مشهور به املاک کمالی که 24000 هکتار می باشد  Kamali Clan estates

Maharloo Lake

عکس از دریاچع مهارلو Maharloo Lake

kamalisarvestani019.jpg (15076 bytes)

عکس از دریاچه مهارلو در شب 

kamalisarvestani015.jpg (10885 bytes)

عکس از غروب سروستان دز میدان معلم Sarvestan's Sunset in Moalem SQ.

kamalisarvestani028.jpg (14481 bytes)

عکس از زمین های کشاورزی سروستان Farms

kamalisarvestani051.jpg (18165 bytes)

عکس از یکی از روستاهای سروستان به نام بکت واقع در 25 کیلومتری شمال غربی سروستان

 (Bokat(25km northwest of Sarvestan

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 توسط محمد فتحی |

این یک داستان واقعی است که در ژاپن اتفاق افتاده.
شخصی دیوار خانه اش را برای نوسازی خراب می کرد. خانه های ژاپنی دارای فضایی خالی بین دیوارهای چوبی هستند. این شخص در حین خراب کردن دیوار در بین آن مارمولکی را دید که میخی از بیرون به پایش فرو رفته بود.
دلش سوخت و یک لحظه کنجکاو شد. وقتی میخ را بررسی کرد متعجب شد؛ این میخ ده سال پیش، هنگام ساختن خانه کوبیده شده بود!!!
چه اتفاقی افتاده؟
در یک قسمت تاریک بدون حرکت، مارمولک ده سال در چنین موقعیتی زنده مانده!!!
چنین چیزی امکان ندارد و غیر قابل تصور است.
متحیر از این مساله کارش را تعطیل و مارمولک را مشاهده کرد.
در این مدت چکار می کرده؟ چگونه و چی می خورده؟
همانطور که به مارمولک نگاه می کرد یکدفعه مارمولکی دیگر، با غذایی در دهانش ظاهر شد!!!
مرد شدیدا منقلب شد.
ده سال مراقبت. چه عشقی! چه عشق قشنگی!!!
اگر موجود به این کوچکی بتواند عشقی به این بزرگی داشته باشد پس تصور کنید ما تا چه حد می توانیم عاشق شویم